تنها تر از هميشه هاي نگاهت
اينك منم
تنها ...
تنها...
و كسي نيست
ميان ازدحام تنهايي
تپش ثانيه ها را
و سكوت مرگبار عقربه ها را
برايم تعبير كند
و كسي نيست
از تو
و آن نگاه ساكت آسماني ات
بنويسد
و كسي نيست بگويد ؛ دريا ...
ساحل ...
باران ...
و كسي نيست بخواند يك شعر
يك آواز
حتي به آواي جغدي نيز قانعم
كاش مي آمدي و جاي كركس
كبوتران را
به آسمان مي خواندي
و صحرا
بهشت مي شد و تمام ملخها
فرشته و پري.
اومده پيشت اي خدا
يه بنده با روي سيا
در مي زنه ميگه كمك
جوابشو مي دي شما؟؟
تقديم به مادر بزرگم
سجاده ، مُهر و گلدون
عطر نماز تو ايوون
مادر بزرگ و تسبيح
ذكر و لباي خندون
عطر دعا ديگه نيس
من و دو تا چشم خيس
سجاده اش تو ايوون
پهنه ولي خودش نيس
دلم چه تنگه حالا
براي يك تماشا
دلگير و ابريم من
مثل غروب دريا
خدانگهدار تو
هميشه او يار تو
مسافر غريبم
فاطمه (س) غمخوار تو
دلت شبيه دريا
بزرگ و بيكرانه
هر جا باشي مادرم
ياد تو جاودانه